عشق من ، مهدی جان
خیلی وقته که همه چیز عوض شده
یادته همیشه بهت میگفتم عشقمون هر زمان وارد مرحله جدیدی میشه
الان دیگه به کمال رسیدیم مرحله ی جدیدی که تجربه کردنش خیلی شیرینه و در عین حال هم خیلی سخت
اینکه با تمام وجودم دلم برات تنگ شده و انقدر این دوری ازارم میده که گاهی
به قول تو فکرای عجیب غریبی سراغم میاد
دیگه حتی دلم راضی نمیشه که برای ساعتی تو را در کنارم داشته باشم
هر شبی که با تو هستم و بعد میاریم در خونمون پیادم میکنی اون لحظه سخت ترین لحظه است برای من
چون دلم راضی به خداحافظی نیست ولی از روی ناچاری مجبور میشم که ازت خداحافظی کنم و بدون تو
قدم به اتاقم بزارم
مهدی جان تو تموم این مدتی که پیشت بودم همه چیز را با هم تجربه کردیم
و اکنون دارم حس عجیب دلتنگی، خواستن و نرسیدن رو پا به پای تو تجربه میکنم
دلم میخواد هر چه زودتر این جدایی ها تمام شود و من تو را تا ابد بی هیچ دغدغه ای در کنار خودم داشته باشم
از طرفی هم این دلتنگی ها رو دوست دارم همینکه از ندیدنت دیوونه میشم و بی حوصله
و حتی دیگر تحمل کردن خودم هم برای خودم بی تو سخت میشود
مهدی جان من و تو الان تو برهه ای از زمان هستیم که با مشکلات رنگارنگ زندگی دست و پنجه نرم میکنیم
من همه ی اینها رو تنها با عشق توست که تحمل میکنم
به امید روزی که تو را تا همیشه در کنار خودم داشته باشم
مهدی با ی دنیا حرفی که تو دلم تلنبار شده فقط به تو می اندیشم
از خدا می خواهم هر چه زودتر موانع سر راهمان را از میان بردارد و من را به بزرگ ترین آرزوی زندگیم
"در کنار تو خوشبخت بودن"
برساند. الهی آمین
خدایا این روزها مهدی من حالش زیاد خوب نیست :( خیلی مراقبش باش
مهدیم را به تو میسپارم خودت مهدیم را مراقبت کن
مهدی جان دووووستت دارم

دلم برای در آغوش گرفتن تو و نوازشهات تنگ شده
دلم برای عطر تنت تنگ شده
مهدی جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان ♥♥ دوووستت دارم