یه سلام قشنگ بهاری به عشق قشنگم به گل همیشه بهارم نفیسه
با هر جون کندنی بود تونستم بیام بالا و سری به کلبه ی عشقمون بزنم اه خیلی دلم واسه اینجا تنگ شده
دلم واسه دلنوشته های کسی تنگ شده که همه ی زندگیمه با خوندنشون اروم میشم جون میگیرم
نفیسه ی مننننننننن تو خودت گنج بی همتای منی که خداای مهربون بهم داده
تو راز دل عاشق منی،هرروز صبح به عشق چشمای نازت چشمام باز میشه
فکر کنم چشمامون هم تله پاتی داشته باشن چون وقتی چشمای نازت باز میشه چشمای منم بهش الهام
میشه که تو هم پاشو نفیست چشمای خوشگلشو باز کرد،کسی که خدای مهربون بهت هدیه داده
میدونین وقتی یه کسی یه هدیه بهتون میده خیلی خوشحال میشین اگه از طرف کسی که خیلی دوسش
داشته باشین هدیه بگیرین بی نهایت خوشحالید،ولی من یه هدیه اسمونی از کسی گرفتم که خالق منه
بله از خدای بزرگ یه هدیه الهی گرفتم،یه هدیه نابکه جبران همه نداشته های من تو زندگیه،کسی که تا ابد
کنارمه و کنارشم کسیکه که با شادیاش شادم و با غمهاش غمگین.
نفیسه ی من هدیه خدای منه،حاصل شبهای گریه منه،همین دیشب قبل از اینکه چشمامو ببندم بازم با خدا
حرف زدم،حرف با چند قطره اشک،به خدا گفتم من خیلی دوسش دارم خیلیییییی دوسش دارم،دستمو بگیر خدا
و این قطعه شعر با تموم وجودم تقدیم به تو نفیسه ی من
من و دل همنفسیم با نفس خیال تو
نفسم،همنفسم هر نفسم فدای تو
