خستم
میدونی
لحظه های بیخبری از تو به سختی طی مشند..گاهی انقدر کم حوصله و خسته هستم که حتی
خودم حوصله ی خودم رو ندارم!!!
همش بهت میگم درست میشه،قوی باش، دووم بیار ...
ولی واقعیت چیزه دیگه ایه! واقعیت دیشب بووووود...شب خیلی خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم.
نمیدونم چه طوری برات بگم این روزها چققققققدر حرف تو دلم جمع شده...حرفای نگفته و نشنیده!!
میدونی چیه؟
فکر کنم کم تحمل شدم ... خیلیییی زیاد. یه جورایی انگار کاسه ی صبرم لبریز شده
به جایی رسیدم که حرفام تو هیچ کلمه و بیانی جا نمیشه...وسعت دلتنگی من دیدنی ست.
این روزها برای فرار از تنهایی هرکاری میکنم و تنها تر میشم.
من خیلی وقته که عوض شدم..آرزوهام رنگ تو رو گرفته.قلبم به یادت میتپد
مهدی من
منا ببخش که این روزها نمیتونم مرحم زخمای دلت باشم
مهدی من، دلم برای دیدنت پر میزنه...دیگه خستم
به دیدارهای ثانیه ای راضی نیستم.چشمان من دستان من
همه و همه فقط و فقط تو را میجویند..کااااااش
کاااااش کاری از دستم برمی آمد!!
با خودم میگم لذت عشق به همین خواستن ها و نتوانستن هاست..اما ی وقتایی هم هست
که دلم حرف حساب نمیفهمه...همش تو رو بهونه میگیره...بهونه ی تو رو داااااااره
دلم لک زده برای یه ذره آرامش!!!!
دلم دلم دلم ... مهدی جان. دیشب هم بهت گفتم دلم میخواد این حرفایی که رو سینم سنگینی میکنه
همونایی که به زبونم نمیاد رو
خودت از تو چشمام بخونی...زبونم قاصره از بیان احساسم
دلم فقط هوای عاشقی میخواهد و بس!!
مهدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دووستت دارم
تنها جمله ای که میتونم با جرات و با شهامت به زبون بیارم همینه:
دووستت دارم.
کاش قلبم کمی آروم میگرفت..به خدا کلافه شدم از دستش.
خستم
انگار روزها بر من سالی و شب ها بر من قرنی میگذرند...نمی خواهم گلایه کنم
اما تمامش کن این فاصله ها را...نزار بیشتر از این درد بکشم

سلام،اینجا کلبه ی عشق 2 عاشقه"نفس و همنفس"کسایی که اومدن این کلبه ی عشق رو ساختن تا خاطرات با هم بودنشون واسه همیشه موندگار باشه،کسایی که باهم عهد و پیمان بستن تا ابد مال هم و وفادار هم باشن،به کلبه ی عشق نفس و همنفس خوش اومدین.